رویای بودجه ی بدون کسری آموزش و پرورش

مهدی بهلولی،روزنامه آفتاب یزد،ص نخست،30 فروردین 95
اگر سری به رسانه های کشورهای توسعه یافته و پیشرو در جهان آموزش بزنیم آنچه بیشترین نمود را دارد نقدهایی است که در زمینه برنامه های آموزشی در حال اجراست. برای نمونه این که برنامه ی دانشگاه یا دانشکده ی های آموزش و پرورش باید چگونه باشد تا آموزگارانی شایسته و توانمند پرورش دهند. و یا این که در آموزش و پرورش،پدید آوردن رقابت میان دانش آموزان بهتر و بیشتر جواب می دهد یا پدید آوردن جوهمکاری. در میان خود آموزگاران چطور؟ آیا مدرسه ی بهتر،مدرسه ای است که میان آموزگارانش رقابت بیشتری وجود دارد یا همکاری بیشتری؟ چگونه می توانیم دانش آموزانی اندیشه ور و سنجشگر بار بیاوریم؟ بحث فلسفه برای کودکان به میان می آید. و خیلی از بحث های آموزشی خواندنی و ارزنده دیگر. اما در رسانه های ما،آنچه که از آموزش و پرورش بیشترین نمود را دارد و بازتاب می یابد کسری بودجه است! و حقوق پایین آموزگاران،و این که هم اکنون یک ماه از سال 95 هم گذشت و هنوز هم حق التدریس 7 ماه پیش آنان و دستمزد آزمون های کشوری خرداد و شهریور و دی ماه گذشته پرداخت نشده است. در رسانه های کشورهای دیگر هم،بحث های اقتصادی و بودجه ای دیده می شود اما تا آنجا که این نگارنده جست و جو کرده و می کند در میان خبرهای آموزشی،دست بالا نیست. شوربختانه در ایران،ما هم اکنون سال هاست که در آموزش و پرورش با کسری بودجه روبرو هستیم و از پژوهش و نوآوری و نوکاری چندان خبری نیست. گویا بودجه ی بدون کسری آموزش و پرورش دارد به رویایی دست نیافتنی بدل می شود! هر از چندی نیز،رخداد تلخی روی می دهد که پرده از وضعیت نابسامان آموزش و پرورش،به ویژه در منطقه های محروم کشور برمی دارد. این که دیواری فرو می ریزد و آموزگاری برای نجات دانش آموزانش اقدام می کند و متآسفانه خودش جانش را از دست می دهد و بعد روشن می شود که این آموزگار فداکار فرهیخته، نه آموزگاری رسمی که خرید خدمتی بوده با حقوق 450 هزار تومان در ماه و آن هم هفت ماه بوده که حقوقی دریافت نکرده است- فراموش نکنیم که بنا به قانون کار،حداقل حقوق، بیش از 800 هزار تومان است و آموزش و پرورش باید نسبت به حقوق های زیر این مبلغ پاسخگو باشد. و بعد بحث کلاس های خشت و گلی به میان می آید و روشن می شود که هنوز 1000 کلاس مدرسه های ما اینگونه اند.
باری، گویا تا اطلاع ثانوی،تنها باید درباره ی کسری بودجه ی آموزش و پرورش و پیامدهای آن نوشت. و جالب این است که اگر قانونی هم تصویب می شود تا به این وضع اندکی سر و سامان دهد اجرا نمی شود! برای نمونه،و آنگونه که چند روز پیش خبرگزاری تسنیم نوشت،برابر تبصره 24 بودجه 94 : " شرکتها و بانکهای دولتی باید از طریق صرفهجویی در هزینههای خود بهمبلغ 17هزار میلیارد ریال پس از واریز به خزانه در اختیار وزارت آموزش و پرورش قرار دهند تا در امور مربوط به پرداخت مطالبات فرهنگیان هزینه شود. اما علی اصغر فانی وزیر آموزشوپرورش معتقد است :«از این بندهای قانونی چیزی گیر این وزارتخانه نیامده است.» وزیر آموزشوپرورش در این رابطه گفت : جلسات متعددی را با حضور آقای ابوترابی فرد نایبرئیس مجلس و اعضای سازمان مدیریت و برنامهریزی برای تحقق تبصره 24 قانون بودجه سال 94 برگزار کردیم اما بهجای 1700 میلیارد تومانی که در قانون لحاظ شده بود صرفاً 34هزار میلیارد تومان جمعآوری شد و آن را هم چون به پایان سال رسیدیم نتوانستیم دریافت کنیم. مجلس بهدنبال آن بود که به آموزش و پرورش کمک شود اما چیزی گیر ما نیامد."
اما هم اکنون که زمان تصویب بودجه سال 95 است و مجلس شورای اسلامی به این مهم ورود کرده،انتظار این است که نمایندگان مجلس با همکاری و همراهی دولت،بودجه ی آموزش و پرورش را چنان تصویب کنند که آموزش و پرورش در سال 95 دست کم با کسری بودجه روبرو نباشد. از مجلس همچنین انتظار نظارت بیشتر بر قانون های می رود که به بهبود این شرایط کمک می کنند. یکی دیگر از قانون هایی که در این رابطه وجود دارد و باید به آن بیشتر اهمیت داده شود ماده 78 قانون مالیاتی است که سال گذشته تصویب شد و به دولت ابلاغ گردید : " به منظور برقراری عدالت آموزشی و اجرای اصل سیام (30) قانون اساسی و تجهیز کلیه آموزشگاههای آموزش و پرورش با اولویت مناطق محروم و روستاها، آستان قدس رضوی و آن دسته از مؤسسات و بنگاههای اقتصادی زیرمجموعه نیروهای مسلح و ستاد اجرائی فرمان امام و سایر دستگاههای اجرائی که تا زمان تصویب این قانون مالیات پرداخت نکردهاند،به استثنای مواردی که اذن ولیفقیه وجود دارد،موظف به پرداخت مالیات مستقیم و مالیات بر ارزش افزوده میباشند،منابع حاصله صرفاًجهت توسعه عدالت آموزشی در اختیار وزارت آموزش و پرورش قرار میگیرد تا براساس آییننامهای که به این منظور تهیه و به تصویب هیأت وزیران میرسد، هزینه نماید."



















