فون هایک : راهی به بازاری کردن آموزش یا آموزش ذهن لیبرال؟

نستا د ِ واین،دانشگاه وایکاتو نیوزیلند
برگردان : مهدی بهلولی،روزنامه فرهیختگان،ص اندیشه،13 شهریور 94
دیدگاه های فردریش فون هایک،فیلسوف و اقتصاددان اتریشی به نام سده ی بیستم،درباره ی برتری بازار،به گستردگی به کار گرفته شده است، به ویژه در زمینه ی آموزش؛و با پیامدهایی که او به شدت از آنها ناخوشایند بود. هایک،در آموزش،یک لیبرال کلاسیک بود. او سخت به ارزش آموزش رشته های فرهنگی[ادبیات،تاریخ،فلسفه و زبان ها] باور داشت و در برابر مفهوم آموزش گره خورده با اقتصاد ایستادگی می کرد. این ایستادگی هم به خاطر نارسایی ذاتی این آموزش به عنوان آموزش[راستین] بود و هم به خاطر محدودیت های شناخت ما که پرورش دانش آموزان برای آینده ای که ما نمی توانیم بشناسیم را ناشدنی می سازد. اینها از حمله ی تندش به مدرسه ی پلی تکنیک فرانسه [Ecole Polytechnique] همچنین به این باور که ما می توانیم همه چیز را بدانیم- و در نتیجه همه چیز را مهندسی کنیم- آشکار می شود. به نزد هایک،مدرسه ی پلی تکنیک، ریشه ی اصلی سوسیالیسم است؛و سوسیالیسم برای او باور به امکان شناخت کافی برای توانا بودن به دگرگون ساختن جامعه انسانی است. او از این ادعا با عنوان "نخوت" یاد می کرد؛غروری که خدایان را به چالش می گیرد. در سرتاسر زندگی اش نیز، به "علم پرستی" حمله کرد،باز هم به خاطر حد و اندازه ی شناخت،به ویژه در علوم انسانی. به نزد هایک،همین محدودیت های شناخت بشری است که بازار را تا این اندازه مهم می سازد چرا که بازار،اطلاعات را پدید می آورد،منتقل می کند و در اختیار همگان می گذارد و از این نظر،هیچ نهاد انسانی دیگری،نمی تواند با آن رقابت کند. هایک از شکل محدودشده ی دانش،که در مدرسه ی پلی تکنیک آموزش داده می شد، به شدت بیزار بود. او به ویژه از نبود زبان های یونانی و دیگر زبان ها،تاریخ و ادبیات،یاد می کرد. و پیامد این آموزش را چنین توصیف می کرد : "...متخصص فنی که به عنوان فردی آموزش دیده به شمار می رود - چرا که مدرسه های دشوار را پشت سر گذاشته- کسی است که شناخت کمی از جامعه،زندگی،رشد،پرسش ها و ارزش هایش دارد یا سراسر از آنها بی خبر است. این آگاهی ها تنها می تواند از رهگذر مطالعه ی تاریخ،ادبیات و زبان ها به دست آیند."
خب پس لابد او محدودساختن آموزش به موضوع های شغلی و تجاری مد روز را هم تآیید نخواهد کرد؛یعنی همان که اغلب، برونداد منطقی به کار گیری اصول بازار در آموزش است. در واقع،و از نظر تبارشناسی، مفهوم سرمایه ی انسانی - که شالوده ی بیشتر فشار بر مدرسه را می ریزد،فشاری که می خواهد از آن میدانی برای کارآموزی اقتصاد پدید آورد- به دیدگاه های لودویک فون میزس و فون هایک برمی گردد و سرراست با بدبینی هایک نسبت به خردمندی،برنامه ریزی، و پیش بینی پذیری درمی افتد.
گرچه،بازطراحی آموزش به عنوان "بازار" می تواند همسو با دیدگاه های هایک درباره ی "کاتالاکسی" [واژه ای یونانی که هایک به جای واژه ی اقتصاد به کار می برد چرا که در ریشه یونانی economy به معنای اقتصاد،نوعی کنترل و مهار وجود دارد که هایک با آن مخالف است] ارزیابی شود،یعنی این که رقابت میان مدرسه ها،می بایست اطلاعات درباره ی بهترین مدل مدرسه را در اختیار همگان بگذارد؛مدرسه ای که بالاترین قیمت را درخواست می کند لابد با درنظر گرفتن بازماندگی تکاملی،نسخه ی پیشنهادی اش برای برنامه درسی،بسیار عمیق تر،متآثر از ایده ی بایسته های پرورش سوژه ای است که به طبع نمی تواند به تولید طراحی شده ی گونه ی معینی کارگر،یا حتی مدیر،فروکاسته شود.
بی اعتمادی ژرف هایک به درگیر شدن دولت در اقتصاد،بسا به اینجا بینجامد که شخص بپندارد که او از خصوصی سازی آموزش پشتیبانی می کند اما در گزارش اش از تحصیل خودش در دانشگاه وین،هیچ نشانه ای نیست که باور داشته باشد آن دانشگاه به عنوان نهادی خصوصی کارآمدتر خواهد بود. پذیرش کلی دیدگاه هایش درباره ی خطرهای ذاتی ارائه دولتی خدمات،برای حمایت از برنامه های خصوصی سازی به کار گرفته شده است؛برنامه هایی که گام های رفتن به سوی خصوصی سازی آموزش را هم دربرمی گیرند. اما محتمل می نماید که هایک دست کم از درگیری کمینه ی دولت در ارائه آموزش،به عنوان خیری همگانی،پشتیبانی می کند. مسآله ی اساسی رویاروی آموزشی که از به کارگیری دیدگاه های هایک ریشه می گیرد این است که کاربست اصول بازار چه بسا شکل گیری فردیتی را محدود سازد که داوری اش- که در شمار زیاد انتخاب ها ورزیده می شود- رانه ی تکاملی به سوی پیشرفت همیشگی را می آفریند. مخالفت هایک با آموزش محدود پلی تکنیک،نشان می دهد که آموزش کیفی،با هر هزینه ای،برای پروژه ی ادامه دار لیبرال،حتی در شکل نولیبرالی اش،بنیادین است.
[توضیح : این ترجمه در روزنامه فرهیختگان منتشر شده اما در سایت زیر نیز با استناد به روزنامه بازنشر گردیده است. آدرس خود روزنامه را در تاریخ 13 شهریور 94 نتوانستم بیابم.]
http://www.dinonline.com/doc/report/fa/5491/