محسن خشخاشی، نماد نه به خشونت در مدرسه

مهدی بهلولی،روزنامه آفتاب یزد،ص 14،یکم آذر 95
امروز یکم آذر است. دو سال پیش در این روز زنده یاد محسن خشخاشی،دبیر خوشنام و برجسته فیزیک دبیرستان های بروجرد در پایان زنگ دوم کلاس و به ضرب چاقوی یکی از دانش آموزان خود،جان خودش را از دست داد. سال گذشته 800 تن از آموزگاران و کنشگران صنفی و مدنی پیشنهاد دادند که این روز، روز " نه به خشونت در مدرسه" نامگذاری شود. گرچه آموزش و پرورش به طور رسمی هیچ واکنشی به این پیشنهاد نشان نداد اما با توجه به واقعیت پدیده خشونت در مدرسه،که هر سال تنها نمونه هایی اندک از آن رسانه ای می شود،همچنان انتظار این است که این نامگذاری،هم در پاسداشت نام و یاد زنده یاد محسن خشخاشی و هم در جهت تاکید بر خشونت زدایی در مدرسه،به طور رسمی انجام پذیرد. در اینجا البته این نکته قابل ذکر است که تا آنجا که این نگارنده می داند خانواده محسن خشخاشی،از پیگیری های فرادستان آموزش و پرورش در جریان این پرونده، رضایت ندارند و بر این باورند که آموزش و پرورش آن پشتیبانی حقوقی بایسته را انجام نداده است. به ویژه همسر ایشان در گفت و گوهایی که سال گذشته با برخی رسانه ها داشتند صحبت از برخی مشکلات و اهمال کاری های اداری پیش افتاده کردند و آشکارا نارضایتی خود را از کم توجهی مسئولان آموزش و پرورش بیان نمودند.
و یک نکته درخور درنگ دیگر این است که پرسش مهر امسال هم درباره خشونت بود : " "خشونت از کجا نشآت می گیرد؟ چگونه عده ای خشونت را می آموزند؟ برای اینکه بتوانیم با خشونت مبارزه کنیم چه کنیم؟ چه راهی وجود دارد که جامعه و جهان از خشونت آسوده شود؟ چگونه میتوانیم کشور و جامعه ای دارای رحمت اسلامی و نبوی داشته باشیم؟ چگونه میتوانیم جوامع، منطقه و جهان را از خشونت برهانیم؟"
اما چند نکته درباره خشونت در مدرسه،کمابیش روشن است. این که خشونت در مدرسه،جدا از خشونت در جامعه نیست. متاسفانه برخی کاستی های فرهنگی جامعه ما،به درون آموزش هم راه یافته و می یابند. هنگامی که در جامعه، زبان و فرهنگ خشونت جریان دارد نمی توان انتظار داشت که مدرسه ای به دور از خشونت داشته باشیم. آموزگار و دانش آموز،با فرهنگ اجتماعی و خانوادگی خود،پا به درون مدرسه می گذارد و خوب و بد آن را در محیط مدرسه بازتولید می کند. جامعه و مدرسه در میانکنش اند و از همدیگر اثر می پذیرند. اگر مدرسه ای خشونت پرهیز می خواهیم افزون بر مدرسه و کارگزاران خرد و کلان آن،همه بخش های اجتماعی،سیاسی،فرهنگی،اقتصادی،دینی و ... جامعه باید خشونت پرهیز باشند. اگر مدرسه ای اخلاق مدار می خواهیم همه ی بخش های جامعه باید اخلاق مدار باشند. با این همه اما خشونت ورزی در مدرسه،به کم و کاستی های آموزشی هم برمی گردد. از دوره های پرورش آموزگار(تربیت معلم) بگیرید تا شمار زیاد دانش آموزان کلاس درس و حجم بالای کتاب های درسی. افزون بر اینها بی انگیزگی دانش آموزان در درس خواندن- که به باور این نگارنده،یک ریشه مهم غیرآموزشی آن، بیکاری گسترده دانش آموختگان دانشگاهی این سال هاست- بر بروز خشونت در مدرسه و کلاس درس اثرگذار است. یک ریشه مهم دیگر خشونت،چه در جامعه و چه در مدرسه،ناعدالتی و نابرابری است. وجود نابرابری های آموزشی شگفت انگیز میان دانش آموزان یک کشور- یا به گفته نویسنده آموزشی سرشناس آمریکایی جاناتان کوزول "نابرابری های وحشی"- نشان از هر چه باشد از دوست داشتن،دلسوزی،اخلاق و انسانیت فراگیر اجتماعی نیست. چندی پیش و در برنامه "ثریا" شبکه 1 صدا و سیما،آموزگاری از یکی از منطقه های محروم کشور،سخن از دانش آموزانی می گفت که در پایه ششم دبستان درس می خواندند اما حتی یک بار بر روی صندلی "کلاس درس" ننشسته بودند! و کلاس درس در اینجا یعنی یک بیابان برهوت،بی دیوار،بی سقف،بی در و بی آب. چند روز پیش یادداشتی می خواندم از یک مدیر بازنشسته انگلیسی که چندی هم مشاور آموزشی دولت پیشین انگلستان بوده است. در جایی آورده بود : " سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) یادآور شد که افزایش نابرابری درآمدی در انگلستان از 1985 به بعد و در دهه 90 رشد کشور را تا 9 درصد کاهش داده بود. در طی دوره ای بلندتر،ادعا می کند که GDP بریتانیا که تا 7 درصد رشد کرده بود نابرابری درآمدی در همان سطح فرانسه بوده است." عدالت در پیدایش یک جامعه پویا و سالم اثرگذار است. اگر در جست و جوی جامعه ای خشونت پرهیز هستیم نباید به ناعدالتی ها و نابرابری ها،و از آن میان نابرابری های آموزشی،کم توجهی نماییم.
http://aftabeyazd.ir/index.php?year=1395&month=09&day=01&category=14&
.