مهدی بهلولی،روزنامه شهروند،ص آخر،1 آذر 95

پخته خواری در اینجا در برابر خام خواری یا میوه خواری نیست. پخته خواری یعنی این که چند تا جستار و کتاب را پیش روی  خودتان بگذارید و با چند استناد به این و آن، نوشته ای سرهم کنی. این که در یکی دو ساعت بتوانی یک یادداشت 5000 واژه ای از روی دست این و آن بنویسی اما از نوشتن یک یادداشت 500 واژه ای از خودت،ناتوان باشی. یا این که جلوی تلویزیون بنشینی و به سخن دو سه تا تحلیلگر سیاسی گوش کنی و بعد بروی اینجا و آنجا با بازگو کردن همان سخنان به یک باره بشوی تحلیلگر سیاسی،اما در برابر یک پرسش و موقعیت تازه،همه آنچه که پیش از این گفته ای را فراموش کنی و برگردی به اندیشه ابطال ناپذیر همیشگی خودت،که ای بابا این کشور درست بشو نیست و همه دست شان در یک کاسه است و همه ما سرکاریم! پخته خواری همچنین می تواند در گزینش واژگان و ادبیات برخی روشنفکران نامور کشور باشد. این که در گفتن و نوشتن،ادای آنان را درآوری و به همان شیوه هم "استدلال" کنی- گرچه چون اصل نیست و اصالت ندارد به دل نمی نشیند که هیچ،سخت دل آزار هم است. این که چون روشنفکری سرشناس از یک سری واژگان و شعرها بهره می گیرد تو هم بکوشی که هر جوری شده در سخنانت،همان واژگان و همان شعرها را بیاوری. یا این که در یک نشست 10- 15 نفره،که نوبت سخن گفتن افراد چرخشی است در زمان خود حرف نزنی و بگذاری آخر از همه،و وقتی همه حرف هایشان را زدند و اختلاف ها روشن شد وقت بگیری و یک جوری همه حرف ها را جمع بندی کنی و همه چیز را به سود خودت تمام کنی و بعد نوچگانی هم داشته باشی که هی الکی از تو تعریف و تمجید کنند که بله طرف خیلی سرش می شود و حالیش است و همه ی تصمیم ها در آخر به او برمی گردد- درخور درنگ این که برخی استاد موج سواری اند و با کمترین تلاش و توانمندی،بیشترین بهره ها را می گیرند؛اینها را می توان پخته خواران ذاتی و یا به تعبیر تندترش "موذی" به شمار آورد. یا این که چون رسانه ای پربیننده و اثرگذار،گزارش هایش را به شیوه ویژه ای می نویسد به یک باره همه خبرنگاران و روزنامه نگاران دیگر هم به همان شیوه بنویسند- و کار آنچنان بیخ بردارد که آهسته آهسته همگان باور کنند که تنها و تنها بر همین شیوه می توان نوشت و گزارش تهیه کرد و شیوه های دیگر همگی نادرستند. یا این که بنیادهای یک ایدئولوژی را همچون جدول ضرب از بر کنی و تا قلم به دست گرفتی و خواستی درباره رخدادی بنویسی به یاد همان ها بیفتی و هر جوری شده قرینه ای دیگر بر درستی آنها بتراشی.   

 باری پخته خواری همه جا هست و راست هم این است که ما همگی تا اندازه ای پخته خواریم. خب همیشه که نباید چرخ را از نو ساخت؛ آدم هم از آدم چیز یاد می گیرد. اما رشد راستین ما در گرو خام خواری است و همگی ما باید بکوشیم از دستآورد کار و اندیشه دیگران کمتر بهره بگیریم و خودمان هم چیزی را خود داشته باشیم. هنر، کوفتن و رفتن راه های نرفته است.  

http://shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/82262/%D9%BE%D8%AE%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C