مهر و پرسش از خشونت

مهدی بهلولی،روزنامه جهان صنعت،ص جامعه،12 مهر 95
پرسش مهر امسال،درباره خشونت است. حسن روحانی رییس جمهور محترم، در روز بازگشایی مدرسه ها،با حضور در یکی از مدرسه های تهران،پرسش مهر 95 را مطرح کرد : "خشونت از کجا نشآت می گیرد؟ چگونه عده ای خشونت را می آموزند؟ برای اینکه بتوانیم با خشونت مبارزه کنیم چه کنیم؟ چه راهی وجود دارد که جامعه و جهان از خشونت آسوده شود؟ چگونه میتوانیم کشور و جامعه ای دارای رحمت اسلامی و نبوی داشته باشیم؟ چگونه میتوانیم جوامع، منطقه و جهان را از خشونت برهانیم؟" با نگاهی به آنچه در دور و برمان می گذرد و خبر و عکس و فیلم هایی که هر روز از کشته شدن انسان های بی گناه،در سراسر جهان و به ویژه کشورهای منطقه ما منتشر می شود روشن می گردد که پرسش از خشونت و ریشه های آن و روش های مبارزه با آن،پرسشی است ارزنده و سخت درخور درنگ. آشنایان با مباحث روشنفکری می دانند که هم اکنون سال هاست پرسش از خشونت،یکی از موضوع های مهم و محوری این مباحث است. همچنین سال هاست که در ادبیات نویسندگان گستره آموزش و پرورش و برخی نهادهای صنفی و مدنی آموزگاران،خشونت در مدرسه و ریشه ها و روش های برخورد با آن،پر رنگ و نمایان است. با این همه شوربختانه در همین روزهای نخست مهر و تقریبا همزمان با سخنان حسن روحانی درباره خشونت،برخی ویدئوهای کوتاه کتک خوردن دانش آموزان در مدرسه ها،در شبکه های مجازی دست به دست می شد. وجود عکس ها و ویدئوهای خشونت ورزی در مدرسه ها،نشان می دهد که میان آرزوها،دل خواست ها و دلبستگی های ما با آنچه در واقعیت جریان دارد تفاوت بسیار است. اگر می خواهیم که خشونت کاهش یابد باید به طور جدی درباره آن پژوهش کنیم،بیندیشیم،گفت و گو کنیم و از همه مهم تر گام های عملی برداریم.
اما چند نکته درباره خشونت در مدرسه،کمابیش روشن است. این که خشونت در مدرسه،جدا از خشونت در جامعه نیست. متاسفانه برخی کاستی های فرهنگی جامعه ما،به درون آموزش هم راه یافته و می یابند. هنگامی که در جامعه، زبان و فرهنگ خشونت جریان دارد نمی توان انتظار داشت که مدرسه ای به دور از خشونت داشته باشیم. آموزگار و دانش آموز،با فرهنگ اجتماعی و خانوادگی خود،پا به درون مدرسه می گذارد و خوب و بد آن را در محیط مدرسه بازتولید می کند. جامعه و مدرسه در میانکنش اند و از همدیگر اثر می پذیرند. اگر مدرسه ای خشونت پرهیز می خواهیم افزون بر مدرسه و کارگزاران خرد و کلان آن،همه بخش های اجتماعی،سیاسی،فرهنگی،اقتصادی،دینی و ... جامعه باید خشونت پرهیز باشند. اگر مدرسه ای اخلاق مدار می خواهیم همه ی بخش های جامعه باید اخلاق مدار باشند. چندی پیش از یکی از اندیشه وران آموزشی چین به نام یانگ ژائو، کتابی منتشر شد درباره آموزش و پرورش چین. نویسنده یکی از بزرگترین کاستی های آموزش در چین را "تقلب" دانسته و به این نکته اشاره کرده بود که تقلب در آموزش چین،ریشه های اجتماعی و فرهنگی ژرف دارد.
نکته مهم دیگر در باب خشونت ورزی در مدرسه،به کم و کاستی های آموزشی برمی گردد. از دوره های پرورش آموزگار(تربیت معلم) بگیرید تا شمار زیاد دانش آموزان کلاس درس و حجم بالای کتاب های درسی. افزون بر اینها بی انگیزگی دانش آموزان در درس خواندن- که به باور این نگارنده،یک ریشه مهم غیرآموزشی آن، بیکاری گسترده دانش آموختگان دانشگاهی این سال هاست- بر بروز خشونت در مدرسه و کلاس درس اثرگذار است. اما یک ریشه مهم دیگر خشونت،چه در جامعه و چه در مدرسه،ناعدالتی و نابرابری است. وجود نابرابری های آموزشی شگفت انگیز میان دانش آموزان یک کشور- یا به گفته نویسنده آموزشی سرشناس آمریکایی جاناتان کوزول "نابرابری های وحشی"- نشان از هر چه باشد از دوست داشتن،دلسوزی،اخلاق و انسانیت فراگیر اجتماعی نیست. چند شب پیش و در برنامه "ثریا" شبکه 1 صدا و سیما،آموزگاری از یکی از منطقه های محروم کشور،سخن از دانش آموزانی می گفت که در پایه ششم دبستان درس می خواندند اما حتی یک بار بر روی صندلی "کلاس درس" ننشسته بودند! و کلاس درس در اینجا یعنی یک بیابان برهوت،بی دیوار،بی سقف،بی در و بی آب. چند روز پیش یادداشتی می خواندم از یک مدیر بازنشسته انگلیسی که چندی هم مشاور آموزشی دولت پیشین انگلستان بوده است. در جایی آورده بود : " سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) یادآور شد که افزایش نابرابری درآمدی در انگلستان از 1985 به بعد و در دهه 90 رشد کشور را تا 9 درصد کاهش داده بود. در طی دوره ای بلندتر،ادعا می کند که GDP بریتانیا که تا 7 درصد رشد کرده بود نابرابری درآمدی در همان سطح فرانسه بوده است." عدالت در پیدایش یک جامعه پویا و سالم اثرگذار است. اگر در جست و جوی جامعه ای خشونت پرهیز هستیم نباید به ناعدالتی ها و نابرابری ها،و از آن میان نابرابری های آموزشی،کم توجهی نماییم.