بایسته های عدالت آموزشی

مهدی بهلولی،روزنامه الکترونیکی "امید ایرانیان"،4 مهر 95
دو سال پیش، محمدباقر نوبخت، معاون زیاست جمهوری، در همایش توسعه و عدالت آموزشی شرکت کرد و بعد از اینکه گزارشهایی در مورد آموزش و پروش سیستان و بلوچستان ارائه شد، گفت که «به نوبه خودم از این وضعیت پوزش میخواهم.» گزارشهایی که از مناطق محروم چه تصویری و چه نوشتاری، گویای وضعیت نابسامان و وخیم این مناطق به لحاظ آموزشی هستند. در همان همایشی که آقای نوبخت هم شرکت کرده بود، مدیرکل آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان در آن زمان فضایی را از وضعیت آموزشی استان خود ترسیم کرد که واقعا دردآور بود.
معتقد هستم که در بحثهای عدالت آموزشی از واژه عدالت استفاده نکنیم؛ «برابری آموزشی» را به کار ببریم. آموزش از حیطههایی است که باید همه بچههای کشور در یک سطح از ان برخوردار باشند تا اگر قرار است در آینده با هم رقابتی انجام دهند؛ رقابتی عادلانه صورت بگیرد. در واقع رقابت سالم در آینده مستلزم برابری شرایط در گذشته است.
در حال حاظر در ایران، تفسیر بدی از مفهوم عدالت آموزشی میشود؛ اگر شما مقایسهای میان استانهای محروم کشور با سایر استانها انجام دهید یا در همین تهران، مناطق شمال شهر را با جنوب آن مقایسه کنید، به وضوح شاهد این نابرابری آموزشی خواهید بود.
در همان کنفرانس عدالت آموزشی زمانی که عکسها و فیلمهای مربوط به مناطق محروم پخش شد، مجری برنامه گفت که «ما با همین عکسها و فیلمها بوده که انقلاب کردهایم!» منظور این است که ما انقلاب کردیم که این مسایل از بین برود؛ ما انقلاب کردیم که به عدالت اجتماعی نزدیک شویم.
نگارنده برای اثبات گفتههایش پیرامون نابرابری آموزشی در کشور، به صحبتهای آقای روحانی استناد میکند؛ ایشان یک ماه پیش از انجام انتخابات در سال 92، گفتو گوی جالبی داشتند با یکی از سایتهای خبری؛ اینکه « ما در حال حاضر مدارسی داریم که 20 میلیون شهریه میگیرند و مدارسی هم داریم که چندین سال است سرانه آموزشی به آنها داده نشده؛ میترسم از زمانی که آموزش و پرورش ما طبقاتی شود. حالا آموزش و پرورش ما طبقاتی شده است. »
بعد از گذشت سه سال و اندی از دولت آقای روحانی باید این سوال را مطرح کرد که تا چه اندازه در مسیر عدالت اجتماعی و برابری آموزشی حرکت شده است؟
من فکر میکنم که دولت روحانی در بحث برابری آموزشی خیلی جدی نبوده است. نمیخواهم بگویم هیچ چیزی وجود نداشته؛ ولی خیلی هم جدی نبوده است .
باید به این نکته اشاره کرد که ماده 78 امور مالیاتی در این زمینه میتواند تاثیر بسیار زیادی داشته باشد؛ این ماده در اوایل مهر یال 94 توسط شورای نکهبان تصویب و به دولت ابلاغ شده اما حالا یک و سال و اندی از این ابلاغ گذشته و تا جایی که من اطلاع دارم، دولت هنوز آییننامههای اجرایی آن را به تصویب خود نرسانده است و آن را اجرایی نکرده است.
ماده 78 سبب میشود که یکسری از نهادهای زیر نظر مقام معظم رهبری که تا به حال مالیات نمیدادند-البته با اذن رهبر- مالیات بدهند و این مالیات مستقیم به آموزش و پرورش داده شود و آموزش و پرورش هم موظف است آن را در مناطق محروم کشور هزینه کند.
در اینجا ما دو مشکل داریم؛ اول اینکه مدت زیادی از ابلاغ این ماده به دولت گذشته و هنوز ترتیب اثر داده نشده و دوم اینکه ظاهرا در خود دولت هم بحثهایی هست که میخواهند این مالیات، مستقیم به خود آموزش و پرورش داده نشود بلکه اول به دولت برود و بخشی از آن به آموز ش و پرورش تحویل داده شود که گمان میرود در این صورت بخشی از این پول ضایع شود و درصد کوچکی از آن به آموزش و پرورش تعلق گیرد؛ این است که من فکر میکنم اگر دولت روحانی دغدغه جدی آموزش را دارد، حداقل کاری که میتواند کنداثربخشیدن به این ماده قانونی به شکل صحیح است.
البته هم دولت در اینجا نقش کلیدی دارد و هم نمایندگان مجلس؛ حداقل کاری که میشود کرد اجرایی کردن ماده 78 است و با این طریق مالیات بسیار زیادی به مناطق محروم در حوزه آموزش تعلق میگیرد.
http://omidiraniannewspaper.ir/detail/3819
{این یادداشت در واقع گفت و گو با خبرنگار محترم روزنامه بوده است.}