دایان راویچ،هافتینگتن پست،29 مارس 2016

برگردان : مهدی بهلولی، روزنامه همدلی،ص اجتماعی،30 مرداد 95

این روزها عبارت "آموزش و پرورش در بحران است" به بخشی از خرد متعارف بدل شده است. در این باره،مصاحبه کنندگان بسیاری،از من سوال می کنند. آنها چیزهایی در این مایه ها می پرسند : "آیا شما فکر می کنید آموزش و پرورش آمریکا در بحران است؟ علت این بحران چیست؟ " و من پاسخ می دهم : "آری،در بحران است اما نه بحرانی که شما درباره آن می خوانید. امروز بحران در آموزش و پرورش،یک تهدید وجودی به زنده ماندن آموزش و پرورش است. این تهدید از کسانی سرچشمه می گیرد که به ناحق مدرسه ها را به خاطر شرایط اجتماعی سرزنش می کنند و پس از آن روایت نادرستی از شکست ارائه می دهند. تهدید راستین،خصوصی سازی است و از دست دادن یک نهاد دموکراتیک بنیادین."

 همانگونه که ما بارها و بارها دیده ایم صنعت آموزش و پرورش شرکتی،سخت خواهان فروبلعیدن آموزش و پرورش آمریکا و تبدیل آن به یک بازارگاه آزاد است؛ جایی که آنها می توانند مدرسه ها را پولی کنند (monetize) و از کمک های مالی دولتی مطمئن شوند. اما روی هم رفته،این نهادهای خصوصی شده،نمره های آزمونی بالاتر از مدرسه های دولتی معمولی تولید نمی کنند، مگر آنهایی که دانش آموزان شان را گلچین می کنند و دانش آموزان با ضعیف ترین و پایین ترین عملکرد را بیرون می کنند. پشتیبانی از خصوصی سازی توسط انجمن های نیکوکاری،وزارت آموزش و پرورش آمریکا،سران جناح راست(و شمار کمی از سران حزب دموکرات همچون کومو از نیویورک و مالوی از ایالت کانکتیکات)،صنعت صندوق سرمایه گذاری برون مرزی،و صنعت در حال سرزدن ارزش خالص آموزش و پرورش،خطری برای دموکراسی ما پدید می آورد. در برخی اجتماع ها،مدرسه های دولتی ِ در آستانه ورشکستگی همچون مدرسه های منشوری(اجاره ای charter)، منابع شان و بهترین دانش آموزان شان را تخلیه می کنند. در سراسر کشور،مدرسه های منشوری با درست پنداری و غیرقابل بحث دانستن "گزینش مدرسه" راه را برای مدرسه های کوپنی(voucher) هموار ساخته اند.

 آری،آموزش و پرورش در بحران است. پیشه آموزش از سوی کانون مالی "آموزش برای آمریکا"(TFA) دارد تهدید می شود؛کانونی که این ایده ی شگفت را قالب می کند که آماتور[غیرحرفه ای] ها از آموزگاران با تجربه کامیاب ترند. موسسه "آموزش برای آمریکا" - و باور به آماتوریسم- همچنین راه را برای تصویب قانون گذاری در راستای محروم ساختن آموزگاران از حقوق پایه کاری و قانونی بایسته و دستمزدهای همبسته با تجربه و مجوزهای آموزشی باز کرده است.

آموزش و پرورش در بحران است به خاطر فوران آزمون گیری و استقبال دولت از نمره های آزمونی به عنوان هم ابزار و هم هدف آموزش. این نمره ها،همچون سنج کارآمدی آموزگار و کارآمدی مدرسه به شمار می آیند در حالی که آنها در واقع سنج درآمد خانوادگی دانش آموزان ثبت نام شده در مدرسه اند. بدترین پیامد شیفتگی وعشق ورزی به آزمون های استاندارد این است که دانش آموزان بر بنیاد نمره هایی رتبه بندی،دسته بندی و ارزشگذاری می شوند که الزاما علمی و واقعی نیستند. پس بچه ها به جای این که موجودات انسانی بی همتا،هر کدام با توانمندی های خودشان، دیده شوند تبدیل به ابزار و اسباب و اشیاء می شوند.

آموزش و پرورش در بحران است به خاطر تلاش آگاهانه تبدیل آن به یک بنگاه کار و کاسبی با خط سودآوری. مدرسه ها،بسته و باز می شوند،آنچنان که گویی فروشگاه های زنجیره ای اند و نه نهادهایی اجتماعی. آموزگاران بر بنیاد سنج های خدشه دار برکنار می شوند. پدید آوردن شکاف، نه سیاستی نادرست و ستمگرانه بلکه یک راهبرد،نگریسته می شود. کودکان و آموزشگران،هر دو به یک اندازه،نقاط داده ای ساده ای در دست اقتصاددانان،آماردانان،کارآفرینان،و آماتوران سیاست اند.

 آموزش و پرورش راهش را گم کرده است،هدفش را گم کرده است،تعریفش را گم کرده است. آنجایی که زمانی،درباره روشنگری و توانمندسازی ذهن جوانان،و رها ساختن قوه خیال هر کودکی بود تبدیل به روند از پیش نوشته شده ی تولید نمره های آزمونی شده است تا بتواند داده هایی را در اختیار بگذارد. آموزش و پرورش در بحران است. و ما باید ایستادگی،بازگرداندن،مبارزه در برابر مکانیکی کردن یادگیری و استانداردگری کودکان را سازماندهی کنیم.

آدرس متن اصلی :

http://www.huffingtonpost.com/diane-ravitch/education-in-crisis_b_9565124.html

آدرس برگردان :

http://hamdelidaily.ir/?newsid=16971