آفتاب یزد در گفتگو با کارشناسان آموزشی، نتایج کنکور 95 را بررسی کرد

تهرانیها نفرات برتر رشتههای لوکس
سارا علایی، روزنامه آفتاب یزد،25 مرداد 95
اعلام نتایج کنکور سال 95 و انتشار اسامی نفرات برتر در هر پنج رشته واکنشهای بسیاری را به دنبال داشت؛ از برتری تهرانیها تا کاهش چشمگیر تعداد دختران در میان نفرات نخست و... برای نمونه یک فعال صنفی برتری تهرانیها در این کنکور را معنادار دانست و در این باه گفت: عدالت آموزشی، ساختار برابر نظام آموزشی و اصول مبتنی بر آموزش رایگان در قانون اساسی ، طنزی بیش نیست! برخی نیز در واکنش به نتایج کنکور بیان کردند: در این کشور پول حرف اول را می زند؛ یک ساختار آموزشی پولی! و به طور کلی همه واکنشها حول محور بی عدالتی آموزشی میچرخید. آفتاب یزد نیز در گفتگو با دو کارشناس آموزشی، نتایج کنکور 95 را بررسی کرده است. اگرچه هر دو کارشناس در معنادار بودن نتایج کنکور 95 تردید دارند اما هیچکدام منکر بحث بیعدالتی آموزشی در آموزش و پرورش و آموزش عالی نیستند.
برای ارزیابی زود است
مهدی بهلولی درباره مقایسه میان نتایج کنکور در سال 94 و 95 به آفتاب یزد می گوید: من معتقدم مقایسه و نتیجهگیری در این باره کمی زود است و نمیتوان براساس نتایج کنکور امسال ارزیابیهای کلی و قطعی صادر کرد. این کارشناس آموزشی میافزاید: به نظر من در کنکور افزون بر اینکه ساختارهای آموزشی، اجتماعی و فرهنگی دخیل هستند، بحث خود فرد و استعدادهای شخصی نیز مطرح است. از این رو وقتی در منطقهای محروم در کنکور یک سال، رتبههای خوبی کسب میشود اما تکرار نمیشود، نمیتواند معنادار باشد و کاملا به ویژگیهای استعدادی و هوشی افراد مربوط میشود. وی درباره درصد بالای تهرانیها در میان نفرات برتر کنکور 95 میگوید: شاید این موضوع اتفاقی و صرفا به دلیل استعدادهای شخصی باشد مگر آنکه در کنکور سالهای بعد این درصد بالا تکرار شود تا بتوان نتیجهگیری خاصی از آن کرد از این رو کمی زود است در اینباره نتیجهگیری کنیم. بهلولی در ادامه خاطرنشان میکند: با این وجود بحث بیعدالتی آموزشی در ایران را نمیتوان کتمان کرد. این بیعدالتی نه تنها بین تهران و سایر شهرها کاملا مشهود است بلکه در خود تهران و بین محلات و مناطق هم دیده میشود.این کارشناس آموزشی اظهار میکند: علاوه بر عدم توزیع عادلانه امکانات آموزشی، ما با موضوع بومی گزینی و اعمال محدودیتهای رشته ای برای دختران مواجه هستیم.وی میافزاید: از این رو من با قطعیت میگویم که شرایط دانش آموزان در مناطق و شهرهای مختلف در آزمون کنکور برابر نیست و حتی تفاوت فاحشی هم دارد.
بهلولی درباره بحث بومی گزینی نیز می گوید: این بحث هم محاسنی دارد هم معایبی. حسن آن این است که مسلما یک معلم بومی بهتر میتواند شرایط دانش آموزان را درک کند؛ این نکته بسیار مهمی است. وی درباره معایب بحث بومی گزینی نیز بیان میکند: بومی گزینی باعث آسیب زدن به بحث همبستگی ملی میشود. با این طرح یک دانشجویلر هیچگاه با دانشجویان کرد و ترک مراوده نخواهد داشت. پیشتر چند دانشجو با قومیتهای مختلف در یک خوابگاه با هم زندگی میکردند اما بومیگزینی علاوه بر ایجاد تبعیض در برخورداری از امکانات آموزشی و دانشگاهی، قومیتها را از هم دور میکند و حتی به گسترش زبان فارسی هم میتواند ضربه بزند. این کارشناس آموزشی درباره اعمال محدودیتهای رشتهای برای دختران هم میگوید: به طور کلی تبعیضهای جنسیتی آسیبرسان است. اعمال این تبعیضها هم مانند مسکن است. اگر این تبعیضها در کنکور ادامه پیدا کند حتما در آینده نهچندان دور آسیب آن جامعه را تهدید خواهد کرد.
معنادار بودن برتری تهرانیها
در دو رشته هنر و زبان
مجتبی همتیفر هم در این باره به آفتاب یزد میگوید: نمیتوان برحسب 10 نفر اول کنکور در همه رشتهها حکم کلی صادر کرد. ما نیاز داریم کل نفرات را به مدت چند سال مقایسه کنیم. این کارشناس آموزشی در ادامه میافزاید: اما در کل باید بگویم این موضوع که در رشته هنر و زبانهای خارجی نفرات نخست همگی تهرانی هستند اما در رشتههای انسانی و تجربی و ریاضی نفرات نخست اکثرا غیرتهرانی هستند، معنادار به نظر میرسد.
وی در این باره اظهار میکند: از این موضوع میتوان به دو نکته رسید؛ اول اینکه این دو رشته، رشتههای لوکسی هستند و برای جوانان شهرستانی چندان اهمیتی ندارند زیرا اهمیت اول آنها شغل مناسب است حال آنکه این رشتهها بیشتر علاقهمحورند.
همتی تاکید میکند: از سوی دیگر، قبولی در این رشتهها با آموزشهای جاری در مدارس به دست نمی آید، مثلا در رشته زبان، دانش آموز به صرف خواندن درس انگلیسی در مدرسه نمیتواند در این رشته رتبه قابل قبولی کسب کند و حتما باید با معلم خصوصی یا کلاسهای زبان و کلاسهای تکمیلی رتبه خوبی کسب کند که این امکان برای خانوادههای شهرستانی و کمتر برخوردار و معدوم فراهم نیست.
این کارشناس آموزشی نیز درباره بحث عدالت آموزشی اظهار میکند: در موضوع عدالت آموزشی دو بحث مطرح است؛ در مدارس و در دانشگاهها. خدمات آموزشی در مدارس شهرستانها بسیار ضعیفتر از مراکز استانها و پایتخت است. شاید یکی از دلایل این موضوع امکان رشد معلمان در شهرهای بزرگ باشد که آنان را به مهاجرت از شهرها و روستاهایشان به مراکز استانها و تهران ترغیب میکند. وی تاکید میکند: این روند تا جایی است که با وجود محدودیتهای بسیاری که آموزش و پرورش اعمال کرده امسال حدود هزار معلم از شهرهای دیگر به تهران مهاجرت کردهاند.
همتی فر میافزاید: در نتیجه دانش آموزان در شهرستانها با بنیه ضعیف در آزمونی شرکت میکنند که سوالات و سطح آن برای همه دانش آموزان برابر است. از سوی دیگر، کنکور آزمونی نیست که براساس اطلاعاتی باشد که دانش آموز خوانده است. از این رو نیازمند آموزش مهارتهای دیگر و باکیفیتتر محتوای درسی است. وی ادامه میدهد: در نتیجه بیعدالتی آموزشی در اینجا نمود بیشتری پیدا میکند. از سوی دیگر، بعد از ارزیابی دانش آموزان، در مرحله جایابی دانشجویان باز هم بیعدالتی آموزشی خود را نشان میدهد. چون همه دانشگاههای ما در تهران قرار دارند. به این ترتیب بیعدالتی آموزشی در ایران هم در مرحله آموزش است، هم در مرحله ارزشیابی و هم جایابی!
این کارشناس آموزشی با اشاره به طرح بومی گزینی خاطرنشان میکند: قرار بود منطق منطقهبندی تا حدی بیعدالتی را رفع کند، حال آنکه به نظر میرسد همین موضوع به بحث بیعدالتی دامن هم زده است.