امنیت شغلی در آموزش و پرورش

مهدی بهلولی،روزنامه فرهیختگان،17 مرداد 94
امنیت شغلی و دستمزد کافی و فراخور یک زندگی شرافتمندانه از ویژگی های بایسته ی یک کار و پیشه درست و حسابی به شمار می رود. یعنی هر کسی که در محیطی مشغول کار است باید هم از دستمزد کافی برخوردار باشد و هم از فردای کاری خود مطمئن باشد. اما دولت یا بخش خصوصی،به دلیل های گوناگون،بدشان نمی آید که نیروهایی را بیشتر به کار گیرند که هر وقت به صلاح دیدند به آسانی دست رد به سینه ی آنها بزنند. چند سال پیش در مدرسه ای درس می دادم که مدیر آن بسیار گرایش به استفاده از نیروهای غیر رسمی آموزش و پرورش- قرادادی و پیمانی و ...- داشت. مدیر نیرومندی نبود و گویا همین ضعف در مدیریت هم بود که او را به استفاده هر چه بیشتر از نیروهای غیر رسمی می کشاند چرا که آسان تر می توانست به نیروهایی فرمان براند که به دلیل نیاز به تمدید قرارداد هر ساله،چندان امکان اعتراض و انتقاد به کار و مدیریت ایشان نداشتند. در آموزش و پرورش البته از این نیروها،کم نیست. یعنی کسانی هستند که هم اکنون چندین سال است که دارند درس می دهند اما استخدام رسمی نیستند. ناگفته پیداست که اگر مشغول کار هستند- که هستند- پس نیاز به آنها وجود دارد اما متآسفانه هنگامی که بحث استخدام رسمی آنها مطرح می شود به دلیل های گوناگون اقتصادی و غیراقتصادی مسآله با دشواری های جدی روبرو می شود. خصوصی سازی هم البته به این موضوع دامن می زند. آموزگاری رسمی که در آموزش و پرورش مشغول به کار است وقتی به بخش خصوصی می رود گاهی حتی تا یک سوم حقوق دولتی را می گیرد. یکی از آشنایان نزدیک این نگارنده،امسال پس از سی سال کار در آموزش ابتدایی،باز نشسته شد. هم اکنون رفته است در دبستانی پولی شهرستان مشغول به کار شده با حقوق ماهانه 450 هزار تومان. در همین تابستان،کلاس درسی او پیرامون 25 دانش آموز دارد با شهریه ی سالانه ی یک میلیون و دویست هزار تومان. یعنی کارگزاران این مدرسه از پیرامون سی میلیون شهریه ی سالانه ی این کلاس،چهار میلیون تومان برای 9 ماه کاربه آموزگار می دهند- برای دو ماه تابستان هم البته پانصدهزار تومان توافق کرده اند. این در حالی است که کف حقوق قانون کار هم اکنون بیش از 800 هزار تومان است. هواداران خصوصی سازی آموزش و پرورش،بر این باورند که این خصوصی سازی به صرفه جویی در هزینه ها می انجامد. ناگفته پیداست که این صرفه جویی ادعایی،چگونه و با چه ساز و کارهایی می تواند به دست آید.
اما 5 اکتبر برابر 13 مهر،روز جهانی آموزگار است. هر ساله از سوی سازمان های فرهنگی- آموزشی جهان همچون یونسکو،برای این روز جهانی،پیامی برگزیده و اعلام می گردد. پیام و شعار روز جهانی آموزگار امسال(2015) این است :
" Empowering teachers , building sustainable societies" که می تواند به فارسی اینگونه ترجمه شود : " قدرت مندی آموزگاران ، ساختن جامعه های پایدار". قدرت مندی آموزگار،البته از رهگذر امنیت شغلی،حقوق بسنده،داشتن جامعه مدنی نیرومند،داشتن اختیارات آموزشی،دخالت داشتن در تصمیم گیری های خرد و کلان آموزشی و پرورشی، و کارها و برنامه های دیگری از این دست می گذرد که در آموزش و پرورش های پیشرو جهان،دیده می شود. در ایران اما متآسفانه روند پیشبرد آموزش و پرورش در این راستا ارزیابی نمی شود. هم اکنون آموزش و پرورش پیرامون یک میلیون فرهنگی دارد که از این میان درصد قابل توجهی – گویا نزدیک به سی درصد- در بخش اداری منطقه ها و مدرسه ها مشغول به کارند. نکته ی مهم این است که فرادستان آموزش و پرورش،راه بهبود آموزش و پرورش را کاستن از شمار فرهنگیان- 25 درصد کاهش نیرو- می دانند. امسال در آموزش و پرورش 30 -40 هزار نیرو بازنشسته شده اند در حالی که آموزش و پرورش تنها 5 هزار استخدامی دارد. پرسش این است که آیا با چنین رویکردی،می توانیم امیدوار باشیم که داریم در راستای پیام امسال روز جهانی آموزگار حرکت می کنیم؟
http://www.farheekhtegan.ir/newspaper/page/1727/13/43715/0