مهدی بهلولی،روزنامه شرق،21 مرداد 95

داستان هدایت تحصیلی دانش آموزان در پایان متوسطه اول،که با فراز و نشیب های زیادی همراه بود،را می توان از زاویه های گوناگون نگریست. البته از همان آغاز که برخی کم و کاستی های آن روشن شد از سوی افراد گوناگون مورد نقد و بررسی های متفاوتی قرار گرفت. اما یک نکته فراموش شده در این داستان که کمتر به آن پرداخته شد این بود که در این کشاکش کمابیش یک ماهه که هنوز هم ادامه دارد از هیچ کدام از گروه های و نهادهای دانش آموزی هیچ خبری نشد.  در آموزش و پرورش،هم انجمن های اسلامی دانش آموزان داریم و هم یک مجلس دانش آموزی که عضوهای آن از میان دانش آموزان سراسر کشور برگزیده می شوند. چیزی نزدیک به یک ماه،اعتراض های گوناگون خانواده ها و دانش آموزان سال پایانی دوره اول متوسطه به صورتی گسترده در رسانه ها و شبکه های مجازی منتشر شد. شماری از نمایندگان مجلس هم وارد موضوع شدند و حتی وزیر آموزش و پرورش را برای بیان توضیحات به مجلس کشاندند. رییس جمهور حسن روحانی هم از این داستان دور نماند و در تلویزیون اعلام کرد که درباره هدایت تحصیلی اجباری، به کارگزاران مربوطه تذکر داده است. با این همه اما از هیچکدام از نهادهای دانش آموزی،هیچ اعتراضی برنخاست.

 شوربختانه در آموزش و پرورش،گویی همان داستان دیرین فرمان فرماست که همه چیز داریم اما هیچ چیز نداریم! مجلس دانش آموزی و نهادهای "انتخابی" و شوراهای دانش آموزی داریم اما تنها جنبه تزیینی دارند. در پایان دوران اصلاحات،در مجلس دانش آموزی،منشوری تصویب شد به نام "منشور ملی حقوق دانش آموز" و برای تصویب نهایی به شورای عالی آموزش و پرورش فرستاده شد. از آن زمان تاکنون،منشور ملی حقوق دانش آموز در شورای عالی آموزش و پرورش دارد خاک می خورد و هیچ خبری از آن نیست. تآسف بارتر این است که در این سال ها نیز هیچ نهاد دانش آموزیی،به طور جدی این منشور را پیگیری نکرده است- گرچه با بحث هدایت تحصیلی امسال،بهتر است بندی به این منشور افزوده شود که هیچ کس و هیچ نهادی حق ندارد دانش آموز را به اجبار به رشته ای تحصیلی بفرستد. هم اکنون در سطح جهان،بسیار سخن از آموزشی می رود که در آن دانش آموز با حقوق و وظایف مدنی خود آشنا شود. برای دست یابی به این هدف،برنامه های گوناگونی در نظر گرفته می شود که یکی از آنها همین بحث تشکل های مدنی دانش آموزان است. در برخی از رخدادهای اعتراضی آموزش و پرورش نیز،تشکل های دانش آموزی در کنار اتحادیه های آموزگاران و برخی دیگر از نهادهای مدنی و مردمی دیده می شوند. برای نمونه در اعتراض به جنبش خصوصی سازی آموزش و پرورش،نهادهای دانش آموزی نیز اغلب در کنار مردم و آموزگاران معترض قرار می گیرند. پرپیداست که دانش آموزان از کسانی هستند که از تصمیم های ریز و درشت فرادستان آموزش و پرورش،بیشترین اثرپذیری را دارند و بنابراین انتظار این است که اگر به راستی نهاد مدنی دانش آموزی در کشور وجود دارد دست کم در برابر تصمیم های چالش برانگیز در آموزش و پرورش،سراسر خاموش و بی تفاوت نباشد. شاید وقت آن رسیده باشد که این نهادها از حالت تزئینی خارج شوند و نقش مهم خود در پرورش دانش آموز مدنی را بر عهده بگیرند.     

http://www.sharghdaily.ir/News/100070/%D8%BA%DB%8C%D8%A8%D8%AA-%D8%AA%D8%B4%DA%A9%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%E2%80%8C%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84%DB%8C