مهدی بهلولی،روزنامه شهروند،ص آخر،18 مرداد 95

  1. بنا به ارزیابی برخی کسان که روی تاریخ معاصر ایران کار کرده اند از جنبش مشروطیت تاکنون و در میان رخدادهای بزرگ جامعه ما،خود جنبش مشروطیت،به ویژه در سطح نخبگان آن،از ژرفا و فرهیختگی چشمگیری برخوردار بوده است. یکی از عامل های اثرگذاری بعدی این جنبش هم بر دیگر رخدادهای حساس سیاسی- اجتماعی جامعه ما،به همین فرهیختگی و آگاهی های پیشروان این جنبش برمی گردد. به گفته احسان نراقی : "رجال مشروطه،اکثرا انسان های فرهیخته و اصیلی بودند که موجب اعتلای آن انقلاب گشتند ... شما امروزه وقتی کتاب سیر حکمت در اروپای فروغی را می خوانید متعجب می شوید که او چگونه توانسته است که فرهنگ و زبان غرب را با حالتی سلیس و روان به فارسی درآورد."  از این نکته می خواهم بهره بگیرم تا به یکی از کاستی های مهم برخی نهادهای مدنی جامعه کنونی مان اشاره کنم. ماندگاری و اثرگذاری هر جنبش و نهادی،در پیوند است با میزان آگاهی،دانش و فرهنگ کنشگران آن. یک نهاد مدنی،باید بتواند به سنجشگری تصمیم های نهادهای رسمی گستره کاری خود بپردازد. سنجشگری اما به دانش و به ویژه دانش روز،نیازمند است. به دست آوردن دانش و به روز کردن آن هم کار آسانی نیست و تلاش و کوشش بسیار می طلبد. البته برخی زمینه های عمومی هستند که حساسیت روی آنها و علاقمندان به آنها بیشتر است و از همین رو دست یابی به آگاهی های تازه در آن زمینه ها نیز کار سختی نیست. برای نمونه محیط زیست، که خوشبختانه هم اکنون،طیف وسیعی از افراد را اندیشناک و دل نگران خود ساخته است. اما مثلا در مورد آموزش و پرورش اینچنین نیست و حساسیت اجتماعی روی آن و آنچه در آن می گذرد،به ویژه در میان اندیشه وران و روشنفکران ما،آن چنان که باید باشد نیست. از همین رو دست یابی به آگاهی های تازه و شناخت سنجشگرانه نیز دشوار می گردد. یک نهاد مدنی که می خواهد در زمینه های کمتر مورد توجه روشنفکران کار کند ناگزیر است تا برای به روز نگه داشتن آگاهی های کنشگران خود،در پیوند با منابع خارجی باشد. پس بایستی هم به احقاق حقوق بدنه خود بپردازد- و گهگاه به اعتراض های مدنی دست زند- و هم پیگیر واپسین شناخت و آگاهی های اندیشه وران جهان پیشرو آموزش باشد تا آنها را به فارسی درآورد و در اختیار کنشگران و بدنه خود قرار دهد. شوربختانه اما در این زمینه،بسیاری از نهادهای مدنی ما،این توانمندی های بایسته را ندارند و سطح آگاهی بخش بزرگی از کنشگران این نهادهای مدنی،بالا نمی نماید. این سخن البته بدین معنا نیست که در طرف روبرو و در بخش دولت و کارگزاران حکومتی،وضعیت خیلی متفاوت است و با کسان بسیار آگاه سر و کار داریم. متآسفانه در آنجا نیز از کارشناسی و دانش روز، نشان چندانی دیده نمی شود اما این دلیل نمی شود که نهاد مدنی،در افزایش شناخت و آگاهی های عضوها و بدنه ی خود نکوشد. نباید از یاد برد که "بی مایه فطیر است". 

 

  1. یکی از پدیده های تاسف باری که در برخی گروه های دنیای مجازی دیده می شود باند بازی است. این که در یک گروه،که هدف آن پیشبرد یک کار گروهی است افراد به دو یا چند باند تقسیم می شوند و تا کسی از گروهی دیگر سخنی می گوید بی آنکه به درستی یا نادرستی سخن آن توجه کنیم به سخن و گوینده آن حمله ور می شویم. این کار،در واقع،امکان گفت و گو را از بین می برد و همچنین جرات سخن گفتن از کسانی را می گیرد که یا در باندی نیستند و یا حال و حوصله پاسخ دادن به سخنان بی بنیاد باندی را ندارند. نام این باند بازی ها،هر چه باشد فرهیختگی نیست و بی گمان از دل چنین جوی،همسخنی راستین،اندیشه  و راهکار تازه و ارزنده ای نیز به دست نخواهد آمد.      

 

http://shahrvand-newspaper.ir/news:nomobile/main/71536/%d8%a8%db%8c%e2%80%8c%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%87-%d9%81%d8%b7%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa