مهدی بهلولی،روزنامه شهروند،ص آخر،11 مرداد 95

رییس جلسه گفت برابر اساسنامه اگر کسی از هیات مدیره بدون عذر موجه و اطلاع قبلی سه جلسه غیبیت کند خود به خود به معنای این است که طرف استعفاء داده است. نشست های ما هفتگی برگزار می شود و شما هر دو ماه یک بار می آیید جلسه و بعد انتظار دارید که از سیر تا پیاز نشست های پیشین هم به آگاهی شما برسد و با پرسش های پیاپی خود،هر نشستی را هم که می آیید خراب می کنید. طرف برگشت گفت دنبال حل مشکل مادی یک بنده خدایی بودم؛ و شروع کرد به توضیح دادن که جریان چه بوده است. پس از چند دقیقه ای که حرف زد روشن شد که آن بنده خدایی که دنبال حل مشکل مالی اش بوده،خودش بوده است! پس در واقع جریان این شد که طرف عضو هیآت مدیره یک نهاد مدنی بود و بعد کاری گیرش می آید و تا مدت ها می رود سر ِ آن کار و وقت نمی کند بیاید جلسه ،و البته لزومی نمی بیند که نیامدن خودش را به اطلاع کسی هم برساند و در برابر پرسش دبیر کل که چرا درست و حسابی شرکت نمی کنی می گوید دنبال حل مشکل اقتصادی خودم بودم! در آن زمان هر دو ماه یکبار در نشست های هفتگی شرکت می کرد ولی بعدها شد هر دو سال یک بار! اما نکته مهم این است که خودش را همچنان جزء هیآت مدیره می دانست و می داند.

 در دوران اصلاحات،جامعه مدنی ایران گسترش یافت و نهادهای مدنی زیادی تشکیل شد. اما پس از اصلاحات،دولت های نهم و دهم با جامعه مدنی بر سر مهر نبودند و بسیاری از کارگزاران دولتی، خیلی از نهادهای مدنی را به رسمیت نمی شناختند. وزارت کشور هم اجازه برگزاری مجمع عمومی را به برخی از این نهادها نمی داد. نتیجه اش این شد که برخی از هیآت مدیره این نهادهای مدنی،هم اکنون بیش از ده سال است که همچنان خود را هیات مدیره می دانند و هر کجا می روند خود را با همین عنوان معرفی می کنند حتی اگر هر دو سال یک بار در نشست های هفتگی شرکت کرده باشند. در دولت یازدهم شرایط تا اندازه ای فرق کرد و دولت کوشید پیوند خود را با جامعه مدنی،استوارتر سازد. خوشبختانه در این سال آخر،به برخی از این نهادها اجازه برگزاری مجمع عمومی هم داده شده است. نیروی های جوان و باانگیزه و علاقمند به کار مدنی باید از این شرایط بهره بگیرند و با عضویت در این نهادها و شرکت در نشست های آنها بتوانند خون تازه ای به پیکره ی جامعه مدنی تزریق کنند. اما نباید فراموش کرد  که کار در جامعه مدنی،آسان نیست و سختی های خود را دارد. یک نیروی مدنی،باید پایدار،هدفمند،اهل گفت و شنود، منصف، اهل مطالعه و پیگیر خبرها باشد. کار در جامعه مدنی،به ویژه در جامعه کنونی ما،صرف وقت و توان شخصی و خانوادگی- با کمترین چشمداشت فردی- است برای یک خیر همگانی. چه بسیار کسان، که بدون آگاهی از چنین واقعیت هایی،پا در جامعه مدنی می گذراند و تنها پس از چند هفته می روند و دیگر پشت سرشان را هم نگاه نمی کنند. گرچه در این سال ها خوشبختانه کسانی هم بوده اند که به دور از جاه طلبی و خودنمایی- و با کمترین دیده شدن- در کف جامعه مدنی تلاش کرده و چراغ آن را روشن نگه داشته اند. کار مدنی سخت است و به احتمال زیاد بدون پاداش مادی اما دسـتآوردهای خودش را دارد. به گمانم بدون ورود به جامعه مدنی و تجربه از نزدیک آن،بسیاری از آگاهی های  اجتماعی،فرهنگی و سیاسی،در همان سطح انتزاعی و ذهنی باقی می مانند و درونی نمی شوند.       

http://shahrvand-newspaper.ir/news:nomobile/main/70808/-%d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d9%85%d8%af%d9%86%db%8c-