آسیب شناسی تاسیس مدارس ویژه دانش آموزان متآهل در کشور

جداسازی به جای فرهنگ سازی
گزارش از مجتبی ابراهیمی، روزنامه جهان صنعت،ص جامعه،27 تیرماه 95
پدیده ازدواج کودکان، آشنای بسیاری از خانوادههای ایرانی است. این پدیده میان نسلهای پیشین امری معمولتر قلمداد شده و به عنوان یک معضل آسیبزا مطرح نبوده است. با رشد علوم اجتماعی و رواج نگاه مدرن و آسیبشناسانه به پدیدههای اجتماعی، مساله سن ازدواج محل بحث و بررسی بسیار قرار گرفت. از آسیبهای رایج ازدواج زودهنگام، ترک تحصیل دانشآموزان به دلیل انباشت مشغولیتهای زناشویی و دلایل دیگر است. نحوه برخورد با این پدیده نیز از دیگر مسایلی است که میتواند محل گفتوگو و تضارب آرای صاحبنظران مختلف باشد.
به تازگی رییس سازمان نهضت سوادآموزی و معاون وزیر آموزشوپرورش در این باره گفته است که یکی از دلایل ترک تحصیل به خصوص میان دختران، ازدواج زودهنگام آنهاست. به گفته او برای تعیین اینکه سهم این عامل نسبت به سایر عوامل چقدر است، مطالعه جدیدی نشده و هر آماری هم وجود داشته باشد، مربوط به سالهای گذشته است.
علی باقرزاده گفته است: «ازدواج زودهنگام دانشآموزان در استانهایی که به نوعی تفاوتهای مذهبی و قومی با هم دارند مانند سیستانوبلوچستان، هرمزگان و آذربایجان غربی شایع است. از سوی دیگر در استانهایی که ساختار عشایری و قومی خود را حفظ کردهاند، فراوانی این ازدواجها بیشتر از بقیه نقاط کشور است.»
وی در ادامه گفته که برخی تجارب کارشناسی هم موید این مطلب است و وقتی کارشناسان به صورت موردی به سراغ افراد ترک تحصیل کرده در شهرستان و مناطق رفتند، متوجه شدند ازدواج زودهنگام در دختران یکی از دلایل جدی ترک تحصیل به خصوص در مناطق مرزنشین یا در بعضی قومیتهاست.
با این حال رییس سازمان نهضت سوادآموزی معتقد است ازدواج نمیتواند مانعی برای تحصیل باشد، به شرط اینکه حساسیتهای خانوادهها در نظر گرفته شود. راهحلی که سازمان متبوع او یافته، این است که در استانهایی که از نظر ازدواج در سن پایین آمار بالاتری دارند، مدارس یا کلاسهای ویژهای برای این دسته از دانشآموزان در مقطع متوسطه ایجاد شود.
باقرزاده درباره ازدواج دانشآموزان دوره ابتدایی و پیش از دوره ابتدایی گفته است تلاشهایی برای بازگرداندن این افراد به مدرسه شده است. به گفته او دانشآموزانی که قبل از دوره ابتدایی ازدواج کردهاند، میتوانند به صورت داوطلب آزاد و با لحاظ کردن غیبت غیرموجه به صورت خودآموز در خانه درس خوانده و در پایان سال امتحان دهند و به همین ترتیب نیز به ادامه تحصیل بپردازند.
او در ادامه و با واقعبینی بیشتری گفت: معمولا مدارس این امکان را برای دانشآموزانی که تحت شرایطی ازدواج زودهنگام دارند، فراهم میکنند تا در امتحانات پایانی شرکت کنند و «بتوانند حداقل دوره ابتدایی را تمام کنند.»
مولاوردی از ازدواج دختران کمتر از
۱۰ سال اظهار نگرانی کرد
آمارها حاکی است هماکنون در گروه سنی بالای شش سال، ۹ میلیون و ۷۱۹ هزار نفر بیسوادی خود را اعلام کردهاند که این تعداد ۱۵ درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهند. به گزارش روزنامه آرمان یک میلیون و ۴۳۰ هزار نفر از این جمعیت، کودکان 6 تا ۱۸سال هستند. همچنین سالانه به طور متوسط ۱۱۰ هزار نفر در کشور از تحصیل باز مانده یا از تحصیل در مقاطع مختلف انصراف میدهند. براساس مطالعات، درآمد افراد ترک تحصیل کرده یا بیسواد به طور متوسط ۲۷ درصد کمتر از کسانی است که دبیرستان را به پایان رساندهاند.
پیش از این شهیندخت مولاوردی، معاون رییسجمهور در امور زنان گفته بود: «در یکی دو سال اخیر، آمار نگرانکنندهای از ازدواج دختران پیش از رسیدن به سن قانونی و ثبت آنها به دست ما رسیده است و حتی شاهد ازدواج دختران کمتر از ۱۰ سال نیز بودهایم.»
کارشناسان حوزه اجتماعی ازدواج زودهنگام دانشآموزان را تقبیح میکنند. به گزارش «جهان صنعت» سال گذشته فرشید یزدانی، دبیر شورای برنامهریزی و راهبردی سازمان تامین اجتماعی درباره تبعات ازدواج و طلاق برای افراد کمتر از ١٨ سال گفته بود: «کودک با ازدواج وارد چرخهای میشود که از نظر فردی، کودکی و شادیاش را از بین میبرد و این به پیری جسمی، جنسی، روحی و روانی میانجامد.»
به گفته فرشید یزدانی، جامعه بدون منع ازدواج کودک، خود را از افراد توانمند محروم میکند و خانوادهای که کودکش رشد نیافته است، دچار نقصان کارکردی میشود. یزدانی گفته است با تحکم و تشخیص مصلحتی میتوان کودکی را به ازدواج واداشت. وی دلیل این تحکم را فقر اقتصادی و فرهنگی خانوادهها معرفی کرده و گفته فقر اقتصادی است که فقر فرهنگی را به همراه میآورد.
یزدانی در ادامه افزوده بود: «آمار هم میگوید در جایی که توسعهیافتگی اقتصادی کمتری رخ داده، ازدواج کودکان بیشتر است. در عین حال، ازدواج کودکان استمرار فقر است و مدام فقر را بازتولید میکند ضمن اینکه به تبع ازدواج زودرس، گسترش ابعاد آسیبهای اجتماعی رخ میدهد که ازجمله آن میتوان به اعتیاد و طلاق کودکان اشاره کرد.»
وی در این گفتوگو با اشاره به آمارهای موجود از ازدواج کودکان در ایران خاطرنشان کرده بود: «سال ٩٠-٨٩، آمار ازدواج کودکان را منتشر کردم که از آمار ثبت احوال استخراج و ذخیره کرده بودم اما ثبت احوال این آمار را تکذیب کرد و از آن سال به بعد، ازدواج کودکان از آمار رسمی حذف شد، گرچه طبق آمار رسمی از سال ٨۵ تا شش ماه اول سال ٩۴، ٨٩٠ هزار نفر آنان دختر بودند. از آن سال به بعد، گفتند آمار ازدواج کودکان کم شده، درحالیکه این آمار افزایش پیدا کرده است.»
با کاهش فقر فرهنگی، آمار ازدواج کودکان و دانشآموزان نیز پایین خواهد آمد
اما امانالله قراییمقدم در گفتوگو با «جهانصنعت» میگوید: آموزشوپرورش چارهای جز ایجاد مدارس ویژه برای دانشآموزان متاهل ندارد. او میافزاید: «آمار این ازدواجها در بسیاری مناطق مانند سیستانوبلوچستان، کردستان، خراسان، ترکمنصحرا و ... بالاست. کشور ظرف یک سال گذشته ۳۱ هزار مورد از این ازدواجها داشته و شاهد ۴۰۰ طلاق در ۱۴ سالگی بودهایم. بر این اساس آموزشوپرورش نمیتواند از این امر جلوگیری کند.»
به گفته این آسیبشناس، پدیده ازدواج زودهنگام به دلایل اقتصادی و نیز ارزشهای نامناسب فرهنگی در مناطقی از کشور رواج دارد و نمیتوان دختران متاهل را با مجردها در یک کلاس درس قرار داد. وی معتقد است این امر منجر به بدآموزی فرهنگی میشود چراکه دانشآموزان متاهل مسایل خصوصی ازدواج را با همکلاسیهای مجرد خود در میان خواهند گذاشت.
او در پاسخ به این پرسش که آیا آموزشوپرورش نباید با اطلاعرسانی سعی در کاهش آمار ازدواج زودهنگام داشته باشد، میگوید: «این فقط وظیفه آموزشوپرورش نیست. این امر بر عهده مطبوعات و تلویزیون نیز هست. تنها یکی از راهحلها گنجاندن این موضوع در کتب درسی است. وقتی در برخی قبایل و قومیتها شاهد ازدواجهای اجباری هستیم، آموزشوپرورش جرات نمیکند در چنین مسایلی وارد شود.»
قراییمقدم پیشنهاد میکند در این باره فیلم و برنامه تلویزیونی ساخته شود تا سطح آگاهی خانوادهها در موضوع سن ازدواج بالا رفته و با کاهش فقر فرهنگی، آمار ازدواج کودکان و دانشآموزان نیز پایین آید.
مهدی بهلولی آموزگار و فعال فرهنگی فعال فرهنگی در توضیح دلایل رواج پدیده مورد بحث، به «جهان صنعت» میگوید: این موضوع بعضا ریشههای اقتصادی دارد و در مناطق محروم، بعضی خانوادهها به خاطر فشار اقتصادی فرزندان و به ویژه دختران خود را در دوران کودکی به اصطلاح به خانه بخت میفرستند.
او یک بعد مهم این پدیده اجتماعی را آموزش کودکانی میداند که ازدواج زودهنگام را تجربه میکنند. وی میگوید: «برخی از خانوادهها مایل نیستند کودکشان در کنار کودکی آموزش ببیند که ازدواج کرده است. مدرسهها نیز با این کودکان به نوعی کژ دار و مریز برخورد میکنند اما بیشتر این کودکان به ویژه در مناطق شهری به مدرسههای شبانه فرستاده میشوند. در روستاها نیز بسیاری از این کودکان همزمان با ازدواج، ترک تحصیل میکنند.»
بهلولی درباره اظهارنظر معاون وزیر آموزشوپرورش درباره احداث مدارس ویژه دانشآموزان متاهل میگوید: «وظیفه نخست آموزشوپرورش در برخورد با ازدواج کودکان، فرهنگسازی است. گرچه ازدواج کودکان، پدیده اجتماعی پیچیدهای است و عوامل گوناگون دارد اما آموزشوپرورش نیز باید به اندازه خود در برخورد با این پدیده ناهنجار، فعالانه برخورد کند و از نقش آگاهیرسانی و فرهنگسازی خود غفلت نکند. در استانها و منطقههایی که ازدواج کودکان شایعتر است آموزشوپرورش باید با دعوت از اولیاء و توضیح پیامدهای منفی این ازدواجها، از میزان آن بکاهد.»
او میافزاید که جلسات دعوت از اولیاء در مدرسهها سالهاست برگزار میشود اما با هدف دریافت حمایت مالی از آنها به همین خاطر خانوادهها چندان به حضور در این جلسات علاقه ندارند. بهلولی تاسیس مدارس ویژه کودکان متاهل را نوعی تایید و استقبال از این پدیده به شمار آورده و نیز با اشاره به مشکلات اجرایی این طرح خاطرنشان میکند که در بیشتر مناطق روستایی با تعداد دانشآموز معدود، عملا امکان تاسیس مدرسه یا راهاندازی کلاس ویژه کودکان ازدواج کرده وجود ندارد و چنین طرحی میتواند به بازماندگی بیشتر کودکان از آموزش بینجامد.
جداسازی دانشآموزان به هر دلیلی، مورد انتقاد بسیاری از اندیشهوران جهانی آموزش است
بهلولی تاکید میکند: آموزشوپرورش باید پیش از هر چیز به وظیفه نخست خود، یعنی آگاهیرسانی بپردازد و با ایجاد رابطه نیرومند میان مدرسه و خانواده، تلاش کند هرچه بیشتر از آمار ازدواج کودکان بکاهد. او با یادآوری اهمیت کیفیت آموزش میافزاید: «آموزش کیفی، میتواند برای کودک هم لذت بخش باشد و هم آگاهی بخش. دانستن پیامدهای منفی ازدواج کودکان، حق آنهاست و آموزشوپرورش نباید نسبت به این مساله بیتوجهی نشان دهد. یکی از ایرادهای مهم آموزشوپرورش متمرکز ما همین است که برنامه درسی یکسانی برای همه نواحی کشور در نظر می گیرد، درصورتی که برنامه درسی باید از آن اندازه انعطاف برخوردار باشد که مسایل مهم آموزشی مناطق گوناگون را پوشش دهد.»
به گفته این معلم و فعال صنفی- فرهنگی، جداسازی دانشآموزان با هر دلیل و توجیهی مورد انتقاد بسیاری از اندیشهوران جهانی آموزش است. او اصل را، با هم بودن همه دانشآموزان دانسته و معتقد است: امروزه حتی به جدا کردن دانش آموزان استثنایی از دانش آموزان معمولی انتقاد میشود. وی با این حال می پذیرد که آموزشوپرورش فراگیر، شرایط و امکانات خاص خود را میطلبد.
با توجه به اهمیت ارزشهای فرهنگی مبتنی بر سنت در برخی مناطق کشور، به نظر میرسد جلوگیری از ازدواج زودهنگام خصوصا میان دانشآموزان، در کوتاهمدت و به سادگی امکانپذیر نیست. با این وجود آسیبهای اجتماعی ناشی از این پدیده ایجاب میکند مسوولان حوزههای مرتبط، به راهکارهای کوتاه و بلندمدت با جدیت بیشتری اندیشیده و رویکرد سنجیده و هوشمندانهای به جای محو کردن صورت مساله برای کاهش این آسیبها داشته باشند.