کاهش نیرو در آموزش و پرورش

مهدی بهلولی،روزنامه فرهیختگان،ص جامعه،5 مرداد 94
برخی سخنان،بیش از این که بازگو کننده ی واقعیتی و یا تصمیمی عملی و اجرایی باشند بیشتر در حد گفتن آرمان های زیبای انسانی اند و از آن سازگاری و استواری بایسته ی سخن منطقی برخوردار نیستند. این که ما از یک سو از عدالت آموزشی و بهبود وضعیت آموزش و پرورش سخن بگوییم و از سوی دیگر تحقق بهبود وضع معیشتی معلمان را تنها در صورتی ممکن بدانیم که شمار کنونی شان یک چهارم کمتر شود بعید می دانم سخنانی همساز و عملی به شمار آیند. چنین سخنی بیشتر برای بیان تعلق خاطرمان به آرمان عدالت می نماید و نه بیان یک برنامه ی منسجم برای رفتن به سوی این آرمان. چند روز پیش علی اصغر فانی وزیر آموزش و پرورش در نشست مشترک شورای معانین و مدیران کل استانها گفت : "معتقدیم که تعداد نیروی انسانی آموزش و پرورش باید در حدود 750 هزار نفر ثابت نگه داشته شود... نباید نیروی انسانی جدید وارد آموزش و پرورش شود... مشکلات معیشت فرهنگیان حل نمی شود مگر با کاهش نیروی انسانی آموزش و پرورش ... امیدواریم تدبیر دولت یازدهم در ایجاد امید بین دانش آموزان و همکاران فرهنگی راهگشای تحقق در عدالت آموزشی شود." البته ایشان در همین سخنان به افزایش شمار دانش آموزان هم اشاره نمودند.
آیا این سخنان را می توان سازگار و همخوان دانست؟ هم اکنون،آموزش و پرورش پیرامون یک میلیون نیرو دارد. برابر سخنان فانی اگر می خواهیم مشکلات معیشت فرهنگیان حل شود "یگانه روش" این است که یک چهارم از این شمار کم شود. اما در همین زمان،تعداد دانش آموزان هم دارد زیاد می شود. با این تصمیم ها،البته قرار است به عدالت آموزشی هم برسیم. دقت کنید که آموزش و پرورش سال گذشته اعلام کرد که پیرامون 50 هزار نیروی مازاد دارد. حالا چه چیزی رخ داده که دویست هزار نیروی دیگر،به نوعی،به این شمار افزوده شده روشن نیست. به باور این نگارنده این سخنان همساز نیستند یعنی نمی توان با کم کردن شمار فرهنگیان و بالا بردن شمار دانش آموزان کلاس،به بهسازی آموزش و پرورش و عدالت آموزشی دست یافت. البته یک احتمال دیگر هم می توان داد و آن این است که منظور ایشان این است که 25 درصد دیگر از آموزش و پرورش کنونی به بخش خصوصی واگذار شود و پولی گردد که اگر این باشد با افزودن این 25 درصد به 10 درصد مدرسه های پولی خصوصی کنونی،به این نتیجه می رسیم که گویا در ذهن فرادستان آموزش و پرورش،باید چیزی پیرامون 35 درصد از مدرسه ها،پولی خصوصی شود تا در این نهاد شاهد بهبود و پیشرفت باشیم.
اما آیا هم اکنون مدرسه های ما کتابخانه و کتابدار دارند؟ پاسخ این است که در برخی از مدرسه های دولتی،شاید اتاقی پیدا شود که شماری کتاب در آن ریخته شده باشد اما کتابدار ندارند. آیا آموزش و مدرسه ی کیفی دولتی که می تواند ما را در رسیدن به آرمان عدالت نزدیک سازد،کتابدار نمی خواهد؟! آیا مدرسه های ما هوشمند هستند؟ پاسخ این است که در دولت دهم و زمان حاجی بابایی آمدند در شماری از مدرسه ها،اتاقی را تر و تمیز کردند و رایانه ای در آن گذاشتند و به ناگهان مدرسه شد هوشمند! آیا مدرسه ی هوشمند،مسئول رایانه نمی خواهد؟ پاسخ این است که اگر به راستی هوشمند باشد باید داشته باشد. آیا مدرسه های ما،مسئول بهداشت و سلامت دانش آموزان دارد؟ پاسخ این است که ندارد. خب آیا هم اکنون نمی توان گفت که اگر آموزش و پرورش دولتی رایگان می خواهد کیفی باشد و در مسیر بهبود بیفتد و به آرمان عدالت آموزشی نزدیک شود باید به استخدام بیشتر نیرو دست بزند و نه کاهش 25 درصدی نیرو؟ و پرسش پایانی این نوشتار کوتاه این است که چرا یگانه راه آموزش و پرورش از رهگذر کاهش نیرو می گذرد و این سخن با کدام تجربه ی کامیاب جهانی همخوان است؟!
http://www.farheekhtegan.ir/content/newspaper/Version1717/0/Page13/Block42445/newspaperb_42445.jpg