مشق معلمان از تکاليف کليشه اي

گزارش روزنامه نوآوران،فريبا نباتي،11 اسفند 94،گروه اجتماعی
کليشه اي و رخوت انگيز. اين دو کلمه به تنهايي مي تواند جامع ترين توصيف از وضعيت امور تربيتي و پرورشي در مدارس ايران باشد. 37سال از پيروزي انقلاب گذشته اما هنوز کيفيت امور تربيتي در آموزش و پرورش همان است که در 4 دهه پيش بود.
برگزاري اردو و برنامه هاي فرهنگي و هنري همه آن چيزي است که در مدرسه ها عنوان پرورشي دارد. برنامه هايي که سالهاست با کمترين تغييرات براي پدر و مادر ها و فرزندانشان پياده مي شود بدون توجه به اين نکته که دنياي کودکي و نوجواني آنها زمين تا آسمان با هم متفاوت است.
تربيت درگير در کليشه ها
کارشناسان حوزه آموزش مي گويند که برنامه هاي تربيتي در مدارس به روز نيست و درگير کليشه ها شده است. اين تنها مساله اي نيست که نياز به دانش کارشناسي داشته باشد. اگر فرزند مدرسه رو داشته باشيد و يک روز همراهش شويد و با او به مدرسه برويد مي بينيد که از لحظه ورود به مدرسه تا خروج از آن، آنچه که فرزندتان به عنوان درس زندگي مي آموزد همان چيزي است که خودتان در دوران مدرسه تجربه کرده ايد.
پرورش سنتي براي بچه هاي مدرن
کيفيت فعاليتهاي پرورشي مدارس سالهاست که مورد اعتراض والدين و کارشناسان حوزه آموزش است. آنها مي گويند برنامه هاي امور تربيتي نيازمند تحول و به روز رساني است ضرورتي که مورد غفلت قرار گرفته است. مهدي بهلولي کارشناس آموزش و پرورش با تائيد اين موضوع و با بيان اينکه آموزش و پرورش نوين بايد شهروند آشنا به حقوق بشر تربيت کند به نوآوران مي گويد:« پايه هاي فکري در ايران شکل نگرفته و بنيان هاي فلسفي در آموزش و پرورش ما ضعيف است. ما همچنان در فضاي سنتي حرکت مي کنيم و اين سنت ها است که پرورش را در سيستم آموزشي کشور ما پيش ميبرد.» او دغدغه هايي خارج از حيطه اصلي فعاليت آموزش و پرورش را يکي ديگر از دلايل ايجاد اين وضعيت عنوان مي کند: «در سالجاري مهمترين دغدغه در سيستم آموزش ما از وزير تا مديران مدارس تامين بودجه بوده است. اين مشکل باعث مي شود مسائل اصلي به فراموشي سپرده شود.»
خلاقيت ممنوع!
مدارس، پس از پيروزي انقلاب اسلامي آنگونه که مسوولان آن مقطع زماني عنوان مي کردند گرفتار فرهنگ غربي ، ارزشها و سنتهاي شاهنشاهي و نيز آماج حملات گروههاي سياسي بودند. به همين منظور نهاد امور تربيتي در سال 1358 با هدف حفظ دستاوردهاي انقلاب اسلامي، ترويج ارزشها و معارف اسلامي، مبارزه با افكار انحرافي و مخربِ تأسيس شد. با تغيير شرايط پس از انقلاب و جنگ تقويت مهارتهاي زندگي و توجه به مسائل هنجاري و رفتاري دانشآموزان از ديگر مسائلي بود که به فعاليتهاي امور تربيتي افزوده شد. درگذر زمان بسياري از معيارهاي فرهنگي و اجتماعي دچار تغيير و تحول شد اما ساختارهاي پرورشي کمترين تطابق را با اين دگرگوني ها داشت. کارشناسان حوزه آموزش و پرورش معتقدند ساختارهاي آموزش و تربيت معلم در کشورما هنوز نتوانسته است معلماني نوآور، سنجشگر و با انگيزه پرورش دهد. معلمان تمام تلاششان خلاصه مي شود به حرف هاي تکراي در آنچه که در مراسم هاي تقويمي اجرا مي کنند. بهلولي کارشناس حوزه آموزش با تائيد اين موضوع معتقد است: « اگر فرد با انگيزه اي هم وارد اين سيستم شود بعد از چند سال به سايرين شبيه مي شود چرا که آموزش و پرورش متمرکز ما اجازه خلاقيت و نوآوري را به معلمان نمي دهد و با آن برخورد مي کند. بنابراين معلم مجبور است در فضايي که تکاليف در آن ديکته مي شود به کار مشغول شود.»
سندي براي تحول با منتقدان بي شمار
4سال پيش خبري در حوزه آموزش منتشر شد که نويد تحول در حوزه پرورش داشت. سند تحول بنيادين آموزش و پرورش در سال 90 مطرح، تدوين و تصويب شد. اين سند به عنوان قانون اساسي نظام تعليم و تربيت ايران و نقشه راه اين حوزه معرفي شد. آنگونه که عنوان شد در تهيه سند ملي تحول بنيادين آموزش و پرورش کوشش شده است تا با الهامگيري از اسناد بالادستي و بهرهگيري از ارزشهاي بنيادين آنها و توجه به اهداف راهبردي نظام جمهوري اسلامي ايران، چشمانداز و اهداف تعليم و تربيت در افق 1404 هجري شمسي تبيين شود. بخشي از راهکارهاي سند تحول بنيادين براي عمق بخشيدن به فعاليتهاي تربيتي مدارس بدين شرح است: تدوين برنامههاي عملياتي لازم در راستاي ترويج، تقويت مستمر و تحکيم فضايل اخلاقي در محيطهاي تربيتي با استفاده از تمام ظرفيتهاي آموزشي و تربيتي با تأکيد بر اولويت کرامت و عزت نفس و شجاعت، حيا و عفت، صداقت. تعميق تربيت و آداب اسلامي، تقويت اعتقاد و التزام به ارزشهاي انقلاب اسلامي. ترويج و تعميق فرهنگ حيا، عفاف و حجاب متناسب با قابليتها و ظرفيتهاي نظام تعليم و تربيت رسمي، تقويت بنيان خانواده و کمک به افزايش سطح تواناييها و مهارتهاي خانواده در ايفاي نقش تربيتي متناسب با اقتضائات جامعه اسلامي. ديروز وزير آموزش و پرورش در حالي از عملياتي شدن برنامههاي سند تحول در دو برنامه ششم توسعه از سال 95 تا 99 و برنامه هفتم توسعه از سال 1400 تا 1404خبر داد که اين اين سند در ابعاد مختلف مورد انتقاد برخي کارشناسان اين حوزه است. نبود مرجع مشخص، عدم تامين منابع مالي مدارس، عدم آموزش نيروها متناسب با اين سند، نبود عملکرد مشخص براي ارگان هايي که بايد در اين طرح همراه آموزش و پرورش باشند و عدم ضمانت همکاري آنها از جمله انتقادات مطرح شده به اين سند است. از جمله انتقادات جدي کارشناسان به اين طرح اين است که کساني که قرار است اين طرح را پيش ببرند اطلاعاتي کافي در باره آن ندارند ومعلوم نيست چگونه قرار است در آن نقش ايفا کنند.
سند اجرا نشده متحول شد!
مهدي بهلولي-کارشناس آموزش و پرورش همه اين ايرادات را به سند وارد مي داند و معتقد است سند تحول بنيادين از اهداف اصلي خود دور شده است: «اين سند آنگونه که پايه گذار آن عنوان کرده است درگذر از دوران اصلاحات به دولت نهم و دهم در حدود 70درصد از ابعاد نوآورانه خود بازمانده است اين در حالي است که تيم فعلي آموزش و پرورش هم بدون اصلاح تنها در تلاش براي اجراي آن است.» او با بيان اينکه اين سند از تناقض هاي بنيادين رنج مي برد مي گويد: «نقش اصلي در اين سند بر عهده معلمان است و آنها بايد اين سند را پيش برند در حالي از معلمان در نوشتن اين سند هيچ نقشي نداشته اند. همچنين که در اين سند 32 ويژگي براي تربيت دانش آموز در نظر گرفته شده است که بيشتر جنبه شعاري و غيرکارآمد دارد.»
لزوم برنامه ريزي براي مهارت زندگي آيند سازان
براساس پژوهش هاي صورت گرفته حدود 65 درصد از زمان مفيد دانش آموزان در مدرسه و پشت نيمکت کلاس درس مي گذرد. حضور بيش از نيمي از عمر روزانه آينده سازان کشور در مدارس نيازمند برنامه ريزي جدي از سوي مسوولان براي آموزش مهارت هاي زندگي است. کاستن از برنامههاي سطحي و کمتاثير و پرداختن به برنامههايي که نتايج تربيتي مثبت و موثر دارد بايد مدنظر مسوولان حوزه آموزش قرار گيرد.