مهدی بهلولی،روزنامه همدلی،ص 1 و جامعه،20 بهمن 94

 آنگونه که در بند 1 ماده ی 14 لایحه ی پیشنهادی برنامه ششم توسعه آمده،قرار است شماری از مدرسه های دولتی به بخش خصوصی واگذار شود. این طرح در سال 93- 94 در حدود 900 مدرسه ی کشور اجرا گردید. واگذاری مدرسه های دولتی به بخش خصوصی بدین صورت است که مدرسه با دانش آموزانش به بخش خصوصی واگذار می شود و بخش خصوصی،آموزشگران خودش را از میان نیروهای تحصیل کرده ی جامعه و آموزگاران بازنشسته تامین می کند. یعنی نیروهای مدرسه های واگذار شده،آموزگاران رسمی شاغل نیستند. دولت در سال 93 به ازای هر دانش آموز،چیزی حدود 600 هزار تومان به بخش خصوصی پرداخت کرد. بخش خصوصی البته موظف است که حقوق آموزشگران خود را،دست کم برابر کف حقوق کار،تامین نماید. با یک حساب ساده،روشن می شود که چیزی حدود 50 درصد از بودجه ای که به بخش خصوصی داده می شود سود است. در انتقاد به این طرح،می توان به نکته های زیادی اشاره کرد. از آن میان این که بسیاری از آموزشگران این مدرسه ها،کسانی هستند که آموزش لازم آموزشگری را ندیده اند و به شغل آموزش به عنوان شغلی موقت می نگرند که در نخستین فرصت،این کار را رها خواهند کرد. انتقاد دیگر این است که این طرح،فرهنگ مدیریت شرکتی را بر آموزش و پرورش چیره می سازد؛ فرهنگی که به احتمال و دلایل زیاد،آموزش و پرورش کیفی از آن بیرون نخواهد آمد. اما یک نکته  ی مهم دیگر این است که این طرح در برخی از کشورها اجرا گردیده و منتقدان جدی بسیاری هم پیدا کرده است. برای نمونه در آمریکا، راه اندازی مدرسه های منشوری (charter school) چیزی در همین مایه هاست که هم اکنون سال هاست در آمریکا،دارند کار می کنند و بنا به گزارش های زیادی،به بهبود کیفیت آموزشی نینجامیده اند. این نگارنده در زیر برگردان بخشی از متنی را آورده که یکی از خبرنگاران آمریکایی به نام  پل بیوچیت در سال 2014 منتشر کرد. عنوان این متن "انگیزه ی سود،هدف های آموزش و پرورش را تحریف می کند" است :

جنبش مدرسه های منشوری،در آغاز با عنوان کوشش مردم عادی برای بهبود آموزش و پرورش دولتی شروع به کار کرد اما هم اکنون دارد به سرعت به در ورودی پنهانی سود شرکت ها تبدیل می شود. بنا به برخی گزارش ها،برآورد می شود که آموزش و پرورش می تواند تجارتی 1.1 تریلیون دلاری در آمریکا باشد. در این میان،بودجه ی آموزشی دولتی،دارد به سوی قطع شدن پیش می رود و وضعیت نابرابری های بودجه ای،با انتقال پول مالیات دولتی به مدرسه های منشوری،بدتر شده است. بودجه ی آموزشی دولتی،تا حد زیادی دارد به سوی قطع شدن پیش می رود به خاطر این که شرکت ها،مالیات های دولتی شان را نمی پردازند. مدیران مدرسه های منشوری،نسبت به همتایان خودشان در مدرسه های دولتی،سود بسیار زیادتری می برند و شمارشان نیز به سرعت در حال افزایش اند. از آن سو،آموزگاران حقوق کمتری می گیرند و از سال های تجربه ی کمتری هم برخوردارند و میزان جابجایی آنان نیز بالاتر است. برنامه بسیار میهن دوستانه ی "آموزش برای آمریکا" به ازای هر آموزشگر در هر سال،3000 تا 5000 دلار به حساب منطقه های مدرسه های دولتی واریز می کند اما این پول نه به آموزگاران،بلکه به صاحب کاران داده می شود.

 انگیزه ی سود همچنین به میان برها در شیوه های آموزشی به کار گرفته شده بر کودکان مان می انجامد.  به پرورش "راستین" عشق ورزید. در برخی از مدرسه های منشوری،برخی آموزشگران در هر ساعت 15 دلار می گیرند که تا 130 دانش آموز را به نوبت به هنگام کار با رایانه نظارت کنند. در ایالت ویسکنسین، نیمی از دانش آموزانی که در محیط های واقعی شرکت می کنند در مدرسه هایی  هستند که انتظارات عملکردی را برآورده نمی سازند. از ایالت پنسیلوانیا از 12 "مدرسه ی سایبری" تنها یک مدرسه، استانداردهای ایالتی را برآورده می کند. در لس آنجلس،پول دولتی به جای این که خرج بهسازی زیربنایی مورد نیاز شود خرج رایانه ها می شود. سازمان مدیریت آموزشی انتفاعی در آمریکا،نمونه ی خوبی است از آنچه مرکز رسانه ها و دموکراسی "کارگران دولت با بالاترین دستمزد" می نامد؛ یعنی شرکت هایی که از بدست آوردن کنترل خدمات دولتی، میلیاردها دلار به دست می آوردند. با این که بیش از 86 درصد از سودهای آموزش مدرسه ای،از سوی مالیات دهندگان می آید حقوق هیآت اجرایی هشت نفره آموزش مدرسه ای،از 10 میلیون دلار در سال به 21 میلیون دلار افزوده شد. و این در حالی است که در سال 2010- 2011 تنها 27 درصد از مدرسه های آنلاین به ثبت رسیده،استانداردهای دولتی را تامین کردند- در برابر 52 درصد مدرسه های دولتی.

 در پایان باید گفت که انگیزه ی سود به گسترش اخلاق پرسش برانگیز- اگر نگوییم کلاهبرداری آشکار- در میان گردانندگان مدرسه ها می انجامد. پس از این که مدیر یک مدرسه منشوری در لس آنجلس،از بودجه ی مدرسه سوءاستفاده کرد،اتحادیه ی مدرسه های منشوری کالیفرنیا،اعلام کرد که مدرسه های منشوری،معاف از حقوق جزا هستند زیرا مدرسه هایی خصوصی اند. همین استدلال در نمونه ی شیکاگو استفاده شد. مدرسه های منشوری،دفاع خصوصی سازی را به کار می گیرند تا حقوق های گشاده دستانه شان را توجیه کنند. ایالت ها در سراسر کشور،شیفته ی پول شده اند،آنگونه که برای نمونه در تکزاس و اوهایو،کمپین پیوستن به منشوری ها،به افزایش بودجه و پروانه دادن به مدرسه های منشوری بیشتر انجامیده است.       

 http://hamdelidaily.ir/5414-%D8%B7%D8%B1%D8%AD%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AD%D8%A7%DA%A9%D9%85-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF.html